انگیزه یک جوان 18 ساله برای حضور در جبهه چیست؟
سید کمال لوح موسوی جانباز شیمیایی 70 درصد در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار سایت حیات از انگیزه اش برای حضور در عرصه نبرد حق علیه باطل گفت: خداوند به نسل ما توفیقات بسیاری عطا کرد که مهمترین آن درک رهبری امام خمینی (ره) و حضور در جریان انقلابی که پس از دو هزار و اندی سال توفیق پیروزی انقلاب اسلامی و زندگی زیر پرچم حکومتی اسلامی بود .از آنجایی که در خانواده مذهبی و متدینی در اصفهان رشد یافته بودم و حتی آموزگاران ما در آن زمان شاهنشاهی نیز با عرق به دین و تدینی خاصی به دانش آموزان آموزش می دادند به گونه ای که معلم ریاضی متن در هنگام دهه محرم سرکلاس از امام حسین(ع) و جانفشانی هایش می گفت و اشک می ریخت ومن اسلام را با کتا ب های دکتر مطهری و شریعتی و رساله امام خمینی (ره)شناختم خانواده ها پایه های مذهبی داشتند و همه این ها زیر بنایی محکم برای حضور در میدان دفاع از حق در جبهه های جنگ را برایم رقم زد . وی ادامه داد: همزمان با روز های پر التهاب انقلاب با انگیزه استقرار حکومتی اسلامی هم قدم با مردم ایران در تظاهرات شرکت می کردم و حتی در خاطرم هست یک عکس از شهید جمال الدین اسد آبادی را تهیه کرده بودم و در تظاهرات با آن تصویر حضور پیدا می کردم .
این جانباز شیمیایی از چگونگی حضورش در جبهه های دفاع مقدس یاد آور شد : با شروع دفاع مقدس در سال 1359 به عضویت بسیج در آمدم و پس از طی یک دوره آموزشی سه ماهه از طریق لشکر امام حسین (ع) اصفهان به جبهه اعزام شدم و در بخش تبلیغات جنگ مشغول به فعالیت شدم و در عملیات های بسیاری همچون فتح المبین بیت المقدس رمضان کربلای 5 و الفجر 8 و... شرکت کردم.
وی از نحوه شیمیایی شدنش گفت: در جریان عملیات والفجر 8 در اسفند 64 13 من به عنوان کارشناس آزمایشگاه علوم پزشکی از بیمارستان شهید بقایی به بیمارستان صحرایی فاطمه زهرا واقع دربین منطقه اروند و بهمن شیر منتقل شدم .روز قبل از اینکه منطقه بمباران شیمیایی بشود 140 عدد ماسک شیمیایی بین همه تقسیم شد ماسکم سوراخ بود و گذاشتم که فردا تعویض کنم فردا ناگهان همه جا را بمباران شیمیایی با عامل گاز خردل زدند به همه افراد کمک کردم که از منطقه خارج شوند و چون آموزش های لازم را برای مقابله و مراقبت از بمباران شیمیایی را دیده بودم شروع کردم به کمک به همرزمانم و حتی خودم حمام آب و صابون انجام دادم تا اثر پوستی عامل خردل کم شود ولی به دلیل زمان طولانی که در معرض گاز های خردل قرار گرفته بودم شیمیایی شدم . در راه برگشت به اهواز بیهوش و از آنجا به تهران منتقل شدم واز ناحیه ریه و چشم و پوست به شدت آسیب دیدم حدود 6 ماه بستری بودم در این بمباران شیمیایی بسیاری از همرزمان و دوستانم به شهادت رسیدند.
لوح موسوی ادامه داد: پس از شیمیایی شدن و دوران نقاهت شش ماهه دوباره به جبهه برگشتم اما به دلیل عوارض شیمیایی نمی توانستم طولانی مدت در جبهه بمانم و به صورت متناوب به جبهه می رفتم و بر می گشتم.
وی از روزهای پس از جنگ گفت: پس از جنگ به دلیل علاقه ای که به درس داشتم در رشته علوم آزمایشگاهی مشغول به تحصیل شدم و مدتها به عنوان مسوول آموزش بهداری سپاه و مسوول تامین درمان استان اصفهان مشغول به کار شدم و حتی یک درمانگاه به نام سالار شهدا را در اصفهان وقف کردم اما به دلیل عوارض شیمیایی و اینکه منطقه شمال کشور از نظر آب و هوا برای افراد شیمیایی مناسب تر است مدت هشت سال در این منطقه زندگی کردم .
این جانباز شیمیایی تصریح کرد: از سال 1375 پس از اینکه از نظر ریوی مشکلات حادی پیدا کردم برای ادامه درمان و به درخواست پزشکم دکتر قانعی به تهران آمدم و ساکن شدم .
وقتی صبحت از خاطرات شد لوح موسوی یک خاطره شیرین دوران دفاع مقدس را تعریف کرد : توی چادر جمع بودیم و قرار شد با همدیگر چای بخوریم بچه ها اب جوش را توی لیوانهایشان ریختند و یکی نفر با یک چای کیسه ای شروع کرد چای درست کردن به من که رسید دیگر چای رنگ نداشت من گفتم می روم لشکر و آنجا چای می خورم دیدم سه تا دیگ بزرگ آب جوش آورده اند پیش خودم گفتم الان یک چای حسابی می خورم دیدم که کیسه بزرگ چای را می زدند در دیگ چای و بعد توی دیگ دوم و دیگ سوم و بعد هم کیسه جای را گذاشتند که خشک شود در واقع فرقی نمی کرد .
وی از خاطرات دلخراش دوران رزمندگیش گفت: در عملیات فتح المبین در وسط بیابان یک پای قطع شده یافتم و پس ازجستجوی زیاد پیکر پاک شهید را هم یافتیم همچنین یکی از خاطرات دلخراش من مربوط می شود به انتقال سه کامیون از پیکر های پاک شهدا که به اندیمشک منتقل کردم و در راه هر کس که برای بازرسی کامیون را می دید از شدت تاثر و غم نمی توانست تاب بیاورد فرزندان کشورمان اینگونه مردانه ایستادند .
این جانباز شیمیایی در ادامه از فعالیت هایش گفت: مدتها در سمت ها ی مددکاری رزمندگان اصفهان، کانون بررسی تحلیل سیاسی مازندران ،سایت بسیج دانشجویی ستاد کل سایت ساجد و در مطبوعات مثل فصلنامه فرهنگ پایداری، مجله خط، گاهنامه سوم خرداد و هفته نامه دفاع و به عنوان مسوول آموزش درمان رزمندگان و شورای مطبوعات دفاع مقدس و مجمع خبرنگارن دفاع مقدس فعالیت داشته ام و نگاهم به خاطرات و اتفاقات دوران دفاع مقدس بر این است که حتما بازگو و روایت شود تا سندی ماندگار برای آیندگان برجا بماند.
«جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی»
لوح موسوی در حال حاضر دبیر کل «جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی» است و در عرصه احقاق حقوق جانبازان شیمیایی نیز فعالیت دارد درمورد این جمعیت خاطر نشان کرد: جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی به کمک جمعی حدود سیصد نفر از جانبازان شیمیایی تشکیل شده است و هدف آن پیگیری حقوق جانبازان شیمیایی در سطح جهانی است .
«مهمترین مساله ای که برای من و دیگر جانبازان شمیایی وجود دارد پذیرفته شدن در اجتماع و اجازه اینکه کار بکنیم»
وی در پایان خواسته ها و دغدغه هایش را بازگو کرد: مهمترین مساله ای که برای من و دیگر جانبازان شمیایی وجود دارد پذیرفته شدن در اجتماع و اجازه اینکه کار بکنیم چون حضور افرادی که با خلوص نیت تا پای جان جانفشانی کرده اند می تواند جلوی بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و سیاسی را بگیرد ای کاش همه مانند رهبری درونی روشن تر از بیرون داشتند و این باعث سامان و بهبود همه مسایل جامعه می شود در واقع به عالم عمل نیاز داریم و از همه می خواهم در هر لباسی که خدمت می کنند پاک و طاهر باشند مجاهد باشند و از همه مهم تر پیرو ولایت باشند .
انتهای پیام/